پارت چهل و پنجم :

فصل 22
مینا رو به روی پیمان ایستاده بود و به او سفارش می‌‌کرد:
ـ هر چی نیکی خواست براش می‌‌خری. سلیقه‌‌ی خودتو به هیچ‌‌وجه بهش تحمیل نکن. انتخابو بسپر به عهده‌‌ی خودش.
نیکی جیغ زد:
ـ هورااااا! پس من تو انتخاب آزادم.
پیمان به در اشاره کرد و گفت:
ـ برو سوار ماشین شو!
نیکی تند تند گفت:
ـ همین‌‌جا در حضور مینا جون قول بده به سلیقه‌‌م احترام بذاری.
ـ فعلاً

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    2

    عالیه خانمی

    ۳ سال پیش
  • راضیه نعمتی | نویسنده رمان

    😍🙏

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️